تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393
سلام و عرض ادب خدمت شما بزرگواران

مدتیه که قصد داشتیم فعالیت های وبلاگ رو هدفمند کینم. پس بالاخره به این نتیجه رسیدیم که فعالیت وبلاگ رو دسته بندی کنیم.انشاالله از این به بعد در هر ماه به طور هدفمند و هردو هفته یکبار یک شبهه مذهبی رو به طور کامل بررسی خواهیم کرد.به یاری خدا ازاین به بعد فعالیت گروه بیشتر در حوزه اخلاق و حجاب و گاهی پست های سیاسی هم خواهد شد.از شما  عزیزان هم خواهش داریم که با ما در ارتباط باشید و نظراتتون رو برای بهتر شدن کیفیت و سطح دانشی و محتوایی وبلاگ با ما در میون بذارید.راستی وبلاگ ما آماده تبادل لینک باسایر وبلاگ هاست.منتظر نظرات گرمتون هستیم.

یاعلی



ارسال توسط محمد بختیاری
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه هفتم دی 1392
 
 
افسران - صبحمون رو با صلوات خاصه آقا علی بن موسی الرضا(ع) شروع
 
http://s2.picofile.com/file/7261984729/bca13117532621.gif
 
Ya-213.blogfa.com


ارسال توسط محمد بختیاری
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه سی ام شهریور 1390
 

امام سجّاد(ع) فرمودند:
هر کس در غیبت فرزند مان استوار بر ولایت ما باشد خداوند پاداش یک هزار شهید مقتول در جبهه های احد و بدر با به او می دهد.
منبع : کتاب بحارالانوار جلد 52

*.*.*.*

 

       

تو همون حس غریبی    که همیشه با منی

تو بهونه هر عاشق     واسه زنده بودنی

تو امید انتظاری    تو دلای نا امید

مثل دیدن ستاره    تو شبای ناپدید

       

* *   *  **.*ـ * ـ*.**  *   * *

 

           ای نگهت خواستگه آفتاب                *                 بر من ظلمت زده یک شب بتــــاب

پرده بر انداز ز چشــــم ترم        *        تا بتوانم به رخت بنــــــگرم

     ای نفست یار و مدد کار مـــا      *       کی و کجا وعده دیــــــدار ما ...؟!

 

.*ـ*ـ*.

 

* .............    التماس دعا   .............. *



ارسال توسط محمد بختیاری
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه ششم آبان 1393
ارسال توسط محمد بختیاری
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه ششم آبان 1393
ارسال توسط محمد بختیاری
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه ششم آبان 1393

مؤیّدات :
 

الف- داستان ها 
 

دخترک تشنه دنبال امام حسین علیه السلام :
هلال بن نافع می گوید در میان دو صف لشگر (دشمن) ایستاده بودم،دیدم کودکی از حرم امام حسین علیه السلام بیرون آمد، امام به سوی میدان آمد،کودک با گام های لرزان دوان دوان خود را به امام علیه السلام رسانید دامن آن حضرت را گرفت و گفت:یا أبَه!اُنظُر اِلَیَّ فَإنّی عَطشانٌ(ای پدر به من بنگر و ببین من تشنه ام).این تقاضای جگرسوز ازآن کودک شیرین زبان.....



ادامه مطلب...
ارسال توسط محمد بختیاری
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه ششم آبان 1393
حاج محمود کریمی


ارسال توسط محمد بختیاری
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه ششم آبان 1393
ارسال توسط محمد بختیاری
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه ششم آبان 1393

چکیده :
 

تحقیقی که پیش رو دارید یکی از مسائل تاریخی زمان سید الشهداء علیه السلام یعنی وجود حضرت رقیه سلام الله علیها را بررسی کرده است. نگارنده سعی نموده با دلایل مختلف تاریخی، شرعی و معنوی و از طریق معجزات و کرامات و نقل اشعار معتبر و سند های موثق ثابت کند که سید الشهدا علیه السلام دختر دردانه ای به نام رقیه سلام الله علیها داشته اند که مزار و مرقد شریفش هم اکنون در کشور سوریه و در شهر دمشق قبله ی اهل عشق و محبت است.
واژگان کلیدی : حضرت رقیه سلام الله علیها ، امام حسین علیه السلام ، اسارت ، شام ، خرابه 

پیشگفتار :
 

اَلحَمدُ لله رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی محمَّدٍ و آله الطاهرین و لَعنَهُ الله عَلی اَعدائِهم و غاصبی حُقوقِهم و مُنکِری فَضائِلِهم و مناقِبِهم مِن الجنِّ و الاِنس اَجمَعین اِلی یَومِ الدین.
قالَ رسولُ الله : اَلنُّجومُ اَمان لِاَهلِ السَّماء وَ اَهلُ بَیتی اَمانُ لِاَهلِ الاَرض فَاِذا ذَهَبَ اَهلُ بَیتی ذَهَبَ اَهل الاَرض.
ستارگان امانند برای اهل آسمان و اهل بیت من امانند برای اهل زمین،پس زمانی که اهل بیت من از زمین رخت بربندند اهل زمین هم نابود خواهند شد.(1)
ستایش خدای را که ما را از پیروان محمد صلی الله علیه و آله و آل پاک او قرار داد،خداوندی که بر اساس حکمت بالغه ی خود ، محمد صلی الله علیه و آله و خاندان او را برتری داد و بوسیله ی آنان چراغ هدایت را بر افروخت تا پس از اثبات وجود این انوار مقدسه و شناخت راه و رسم زندگی این بزرگواران؛ جویندگان طریقت احمدی و تشنگان معرفت علوی،همواره زندگی اهل بیت علیهم السلام را الگوی خود قرار دهند و با اقتدا به ایشان صراط مستقیم الهی را بپیمایند که به رستگاری و سعادت دنیوی و اخروی نایل آیند.(2)

مقدمه : 
 

همانطور که میدانیم تاریخ ادیان مخصوصا اسلام مملو از حبّ و بغض هاست و این عامل در ثبت وقایع تاریخی اثر بسیار زیادی داشته، پس امروز برای طالبان حقیقت لازم است پرده ها را کنار زده و وقایع تاریخی را واضح کنند . از جمله مباحث تاریخی ، شخصیتهای تاریخی هستند که در مورد آنها اختلافاتی دیده می شود. به عنوان مثال حضرت رقیه سلام الله علیها که بعضی منکر وجود ایشانند و بعضی صد در صد ایشان را پذیرفته اند. لذا در این مجموعه به این مبحث پرداخته شده و به جهت اثبات وجود این بانوی دو عالم به گوشه ای از اسناد تاریخی، روایی، فرمایشات علما، اشعار شعرا، سیره، مصائب، کرامات، معجزات، مکان دفن و داستان های معتبر پیرامون ایشان اشاره خواهیم کرد به امید آنکه حضرتش این تلاش ناچیز را از بنده ی حقیر بپذیرد.
یک دهان خواهم به پهنای فلک 
تا بگویم وصف آن رشک ملک 

سر آغاز سخن :
 

بر آشنایان به تاریخ اسلام و تشیّع پوشیده نیست که شیعه یک گروه ستم دیده و غارت زده است؛گروهی است که در طول تاریخ بارها و بارها هدف هجوم و تجاوز های وحشیانه قرار گرفته،پیشوایان دین و رجال شاخصش شهید گشته و آثار علمی و تاریخی اش سوزانده شده.شیعه در گذر از درازنای این تاریخ پر درد و رنج اولا مجال ثبت بسیاری از حوادث تاریخی را چنانچه باید و شاید نداشته ثانیا بخشی قابل ملاحظه از آثار و مآخذ تاریخی خویش را از دست داده و آنچه برایش مانده تنها بخشی از آثار مکتوب ، همراه با اطلاعاتی است که به گونه ای شفاهی سینه به سینه نقل شده و اکنون در ذهنیت شیعه به صورت مشهوراتی نه چندان مستند یا مجهول السند موجود است .
بی جهت نیست که اطلاعات مکتوب و مستند ما درباره ی سرنوشت شخصیتی چون زینب کبری سلام الله علیها پس از بازگشت به مدینه از شام (با وجود جلالت قدر و نقش بسیار مهم آن حضرت در نهضت عاشورا) بسیار کم و در حد صفر است و با چنین وضعی تکلیف دیگران همچون حضرت امّ کلثوم سلام الله علیها و حضرت رقیه سلام الله علیها معلوم است. در چنین شرایطی وظیفه ی محققان تیز بین و فراخ حوصله که خود را با نوعی گسست و انقطاع تاریخی یا کمبود اطلاع نسبت به جزئیات روبه رو می بینند چیست؟
راهی که برخی محققان سطحی نگر یا محقق نمایان در این گونه موارد بر می گزینند قضاوت عجولانه در باره ی موضوع و احیاناً نفی اطلاعات و مشهورات موجود به بهانه ی برخی«استحسانات و استبعادات قابل بحث»یا«عدم ابتنای اطلاعات مزبور بر مستندات قوی» و یا «تکیه بر رد بعضی اسناد به خاطر وجود مواردی اشتباه در آن سند و یا دور از ذهن و یا صرفاً نقل قولی در این سند ها که به اصل مطلبی دیگر مربوط نمی گردد» است که گاه ژستی از روشن فکری را نیز به همراه دارد،اما این راه که طی آن آسان هم بوده و مؤونه ی زیادی نمی برد،بیشتر به پاک کردن صورت مسئله میماند تا حل معظلات آن.
راه دیگری که البته پویندگان آن اندک شمارند و تنها محققان پر حوصله و خستگی ناپذیر همت پیمودن آن را دارند، این است که بکوشیم بجای رد و انکار های عجولانه،کمر همت بسته به کمک تتبعی وسیع و تحقیقی ژرف به اعماق تاریخ فرو رویم و با غوطه وری در کتب تاریخی، تفسیر، سیره، حدیث، لغت و حتی اشعار شعرای آن روزگار و دقت منطوق و مفهوم و مدلول تطابقی و التزامی محتویات آن ها بر واقعیات هزار توی آن روزگار احاطه و اشراف یابیم و به مدد این احاطه و اشراف نقاط خالی تاریخ را پر سازیم و جامه ی چاک چاک و ژنده ی تاریخ را رفو کنیم و توجه داشته باشیم که : با توجه به کتاب سوزی ها ، سانسور ها و تفتیش عقاید های مکرری که در تاریخ شیعه رخ داده اولاً نیافتن هرگز دلیل نبودن نیست و به اصطلاح عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود،ثانیاً نمی توان همه جا به منطق لو کان لبان (اگر چیزی بود مسلما آشکار می شد ) تمسک جست و مشهورات مجهول السند را عجولانه و شتاب زده انکار کرد،ثالثاً نبایستی به سادگی و صرفا روی برخی استبعادات و استحسانات ظاهرا موجه اطلاعات موجود را رد کرد و از سنخ خرافات و جعلیات انگاشت،زیرا چه بسا این مسائل محصول بی اطلاعی یا غفلت از برخی جهات و جوانب مکتوم قضیه باشد و با روشن شدن آن جوانب تحلیل ما اصولاً عوض شده استبعادها جای خود را به پذیرش قضیه و یا بالعکس خواهد داد و یا برداشت تازه ای در افق دید ما ظاهر خواهد شد،رابعاً باید توجه داشت که حتی اطلاعاتی هم که احیاناً به صورت خبر واحد یا متکی به منابع غیر معتبر وجود دارد،لزوماً دروغ و خلاف حق نیست و لذا باید همانها را نیز بجای انکار عجولانه با حوصله ی تمام در جریان یک پژوهش و تحقیق وسیع مورد بررسی دقیق قرار داد و صحّت و سقمشان را محک زد و احیاناً به صورت سر نخ تحقیق از آن ها بهره جست یا در گردونه تعارض ادلّه و صف بندی دلایل معارض آنها را به عنوان مؤیّد و مرجّح به کار گرفت.
اصولاً نفی و انکار نیز همچون اثبات هر چیزی دلیل می خواهد و آنچه که دلیل نمی خواهد نمی دانم است و حتی نفی و انکار مؤونه ی بیشتری می برد تا اثبات و فراموش نکنیم که هر چند در عرصه ی تحقیقات تاریخی تجزیه و تحلیل های عقلی و استبعاد ها و استحسانهای ذهنی،جایگاه خاص خود را دارد و نباید چیزی را بر خلاف اصول مسلّم عقلی پذیرفت امّا در عین حال باید دانست که حرف آخر را در این عرصه «تتبّع و تحقیق ژرف و گسترده در اسناد و مدارک مستقیم و غیر مستقیم تاریخی می زند و موضوع مورد بحث ما یعنی اثبات وجود نازنین حضرت رقیه سلام الله علیها بنت الحسین علیه السلام که توسط برخی از علما مورد قبول نیست و شاید وجود این اسم را برای ایشان قائل نیستند نیز،ازآنچه گفته شد استثناء نیست و لذا بر ماست که این نظریات را نقل و به آنها پرداخته تا حقیقت آشکار گردد.

شجره ی خانوادگی حضرت رقیه سلام الله علیها
 

مسائلی پیرامون نام مبارک ایشان :
نام شریفش رقیه سلام الله علیها ،فاطمه سلام الله علیها و زینب سلام الله علیها است.(3)کلمه ی رقیه در اصل از ارتقاء به معنی صعود به طرف بالا و ترقّی است. این نام قبل از اسلام وجود داشته مثلاً نام یکی از دختران جناب هاشم جدّ دوّم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رقیه سلام الله علیها بوده است که عمّه ی پدر رسول خدا صلی الله علیه و آله رقیه سلام الله علیها می شود(4)و همچنین یکی از دختران امام حسن مجتبی علیه السلام که نام ایشان نیز رقیه سلام الله علیها بوده است(5)و همچنین دو دختر از فرزندان امام موسی بن جعفر علیه السلام به نام های رقیه سلام الله علیها و رقیه ی صغری سلام الله علیها به این نام بوده اند.(6)

فرزندان امام حسین علیه السلام :
 

در کتاب الارشاد شیخ مفید;شش فرزند برای آن حضرت ذکر شده که چهار پسر و دو دختر می باشند و دختر آخر فاطمه بنت الحسین علیهماالسلام که مادرش امّ اسحق سلام الله علیها دختر طلحه ابن عبدالله است و بعضی ایشان را همان رقیه سلام الله علیها می دانند.(7) امّا علی ابن عیسی اربلی;در کشف الغمه و کمال الدین گفته اند اولاد حسین علیه السلام ده تن بوده شش پسر و چهار دختر سه علی علیه السلام ،محمّد علیه السلام ،عبدالله علیه السلام ،جعفر علیه السلام ،زینب سلام الله علیها ،سکینه سلام الله علیها ،فاطمه سلام الله علیها و چهارمی که اسم نبرده و به فرموده ی دانشمند معظم،ثقه المحدثین مرحوم حاج شیخ عباس قمی;در نفس المهموم این دختر چهارم همان وجود نازنین حضرت رقیه سلام الله علیها می باشد(8)
همچنین دانشمند معظم علامه حائری;در کتاب معالی السّبطین می نویسد:بعضی مانند محمد ابن طلحه ی شافعی و دیگران از علمای شیعه و اهل تسنن می نویسند امام حسین علیه السلام دارای ده فرزند شش پسر و چهار دختر بوده اند سپس می نویسد دختران او عبارتند از سکینه سلام الله علیها ،فاطمه ی صغری سلام الله علیها ،فاطمه ی کبری سلام الله علیها و رقیه سلام الله علیها.(9) و از این دست برخی از مورّخین دختری به نام رقیه3برای آن حضرت نوشته اندکه موقعی که اهل بیت علیهم السلام در شام بوده اند در آنجا وفات یافته است.(10)

 

پاسخ به یک سؤال : 
 

حال این سؤال پیش می آید آیا نبودن نام حضرت رقیه سلام الله علیها در میان فرزندان امام حسین علیه السلام در کتاب ها و متون قدیم مانند الارشاد مفید، اعلام الوری، کشف الغمه و دلائل الامام طبری بر نبودن چنین دختری برای امام حسین علیه السلام دلالت ندارد؟ که برای یافتن پاسخ این سؤال علاوه بر مطالب قبلی توجه به این مباحث نیز خالی از لطف نیست :
در آن عصر به دلیل اندک بودن امکان نگارش از یک سو، تعدد فرزندان امامان از سوی دیگر و سانسور و اختناق حکومت بنی امیه که سیره نویسان را در کنترل خود داشته اند از سوی سوم و بالاخره عدم اهتمام به ضبط و ثبت همه ی جزئیات تاریخ زندگانی امامان موجب شده که بسیاری از ماجراهای زندگی آنان در پشت پرده ی خفا باقی بماند بنا بر این ذکر نکردن آنها دلیل بر نبود آنها نخواهد شد.
گاهی بر اثر همنام بودن چند شخص در یک خاندان،موجبات اشتباه در تاریخ فراهم شده و همین مطلب امر را بر تاریخ نویسان اندک آن عصر، با امکانات محدودی که داشتند مشکل کرده است.
گاهی بعضی دختران دو نام داشته اند و به همین احتمال حضرت رقیه سلام الله علیها را فاطمه ی صغری سلام الله علیها می خواندند و شاید همین موضوع باعث غفلت از نام رقیه سلام الله علیها شده باشد و ممکن است فاطمه سلام الله علیها اسم اصلی و رقیه سلام الله علیها لغب باشد.
چنانچه قبلا ذکر شد و بعد از این نیز بیان می شود بعضی علمای بزرگ از قدما،از حضرت رقیه سلام الله علیها به عنوان دختر امام حسین علیه السلام یاد کرده اند و شهادت جانسوز او را در خرابه ی شام شرح داده اند. پس باید نتیجه گرفت که یقیناً کتاب ها و دلایلی در دسترس آنها بوده که بر اساس آن از حضرت رقیه سلام الله علیها سخن به میان آمده، کتاب هایی که در دسترس دیگران نبوده است و در دسترس ما نیز نمی باشد.برای مثال کتاب «الامامه والتبصره» تألیف شیخ صدوق ;،در دسترس علامه جمعی;و علامه بحرانی;صاحب (عوالم العلوم) بوده و این دو بزرگوار از آن کتاب روایت نموده اند ولی این کتاب در طول تاریخ مفقود شده است از همین رو حاج آقا بزرگ تهرانی;صاحب کتاب بزرگ«الذریعه»اظهار تأسف می کنند که چرا کتاب های نفیس شیعه این چنین دستخوش حوادث روزگار قرار گرفته اند.(11) بنا براین ذکر نشدن نام حضرت رقیه سلام الله علیها در کتب حدیث قدیم هرگز دلیل نبودن چنین دختری برای امام حسین علیه السلام نخواهد بود.چنانچه عدم ثبت بسیاری ازجزئیات ماجرای عاشورا و حوادث کربلا و پس از کربلا در مورد اسیران در کتاب های مربوطه،دلیل آن نمی شود که بیش ازآنچه در باره ی کربلا و حوادث اسارت آن نوشته شده وجود نداشته باشد.(12)

پدر و مادر حضرت :
 

پدر بزرگوار حضرت رقیه سلام الله علیها امام عظیم حسین ابن علی علیه السلام ،تاج عالم امکان،پادشاه عالمیان معروف تر از آن است که نیاز به توصیف و معرفی داشته باشدو مادر حضرت رقیه سلام الله علیها مطابق با بعضی از نقل ها امّ اسحق سلام الله علیها نام داشت که قبلا همسر امام حسن مجتبی علیه السلام بود و آن حضرت در وصیت خود به امام حسین علیه السلام سفارش کرد که با امّ اسحق سلام الله علیها ازدواج کند و فضائل بسیاری را برای آن بانو برشمرد.(13) و شیخ مفید;هم در کتاب الارشاد امّ اسحق بنت طلحه را مادر فاطمه سلام الله علیها بنت الحسین معرفی می کند.(14) 
سن حضرت رقیه سلام الله علیها :
سن مبارک حضرت رقیه سلام الله علیها هنگام شهادت طبق پاره ای از روایت ها سه سال و مطابق پاره ای دیگر چهار سال برخی نیز پنج سال و هفت سال نقل کرده اند در کتاب وقایع الشهور و الایام نوشته ی علامه ی بیرجندی;آمده است که دختر کوچک امام حسین علیه السلام در روز پنجم ماه صفر سال 61 هجری وفات کرد چنانچه همین مطلب در کتاب ریاض القدس نیز نقل شده است.(15)

جستجو در اسناد تاریخی
 

آب گرفتگی قبر مطهر :
 

مرحوم آیت الله حاج میرزا هاشم خراسانی;متوفای سال 1352 هجری قمری در منتخب التواریخ می نویسد:
عالم جلیل شیخ محمد علی شامی که از جمله ی علما و محصلین نجف اشرف است به حقیر فرمود:جد امّی بلا واسطه من جناب آقا سیّد ابراهیم دمشقی;که نسبتش منتهی می شود به سیّد مرتضی علم الهدی;و سن شریفش از نود افزون بود و بسیار شریف و محترم بودند سه دختر داشتند و اولاد ذکور نداشتند.شبی دختر بزرگ ایشان جناب رقیه بنت الحسین علیهما السلام را در خواب دید که فرمود به پدرت بگو به والی بگوید میان قبر و لحد من آب افتاده و بدن من در اذیّت است،بیایید و قبر و لحد من را تعمیر کنید.دخترش به عرض سیّد رساند و سیّد از ترس حضرات اهل تسنن به خواب ترتیب اثر نداد.شب دوم دختر دوم و شب سوم دختر سوم،بدون ترتیب اثر تا شب چهارم خود سیّد این ماجرا را در خواب دید و آن علیا مخدره به طریق عتاب فرمودند:چرا والی را خبر دار نکردی؟صبح سیّد نزد والی شام رفت،والی با علما و صلحای شام پس از غسل و پوشیدن لباسهای نظیف و پس از نبش قبر توسط همین سیّد سه روز مشغول به تعمیر قبر شدند. 
سیّد در طول این سه روز فقط در اوقات نماز این بدن مطهره را که کفن آن سالم بود در مکان نظیفی می گذارد و پس از نماز دوباره او را در بغل می گرفت و گریه می کرد و از کرامت این مخدره این بود که سید ابراهیم در این سه روز نه احتیاج به آب و غذا پیدا کرد و نه محتاج به تجدید وضو شد،بعد که خواست مخدره را دفن کند سیّد دعا کرد، خداوند پسری به او مرحمت فرمود مسمّی به سیّد مصطفی.آیت الله حاج میرزا هاشم خراسانی;، سپس می گوید گویا این قضیه در حدود سنه ی 1280 ه.ق اتفاق افتاده است.(16)

شفای مار گزیدگی :
 

مرحوم آیت الله سیّد هادی خراسانی ;نیز در کتاب معجزات و کرامات ماجرایی را نقل می کند که مؤید قضیه فوق است و می نویسد:روی پشت بام خوابیده بودیم که مار دست یکی از خویشاوندان ما را گزید وی مدتی مداوا کرد ولی سودی نبخشید.آخر الامر جوانی به نام سیّد عبد الحسین نزد ما آمد و گفت کجای دست او را مار گزیده است؟چون محل مارگزیدگی را به او نشان داد بلافاصله دستی به آن موضع زد و بکلی محل درد خوب شد سپس گفت من نه دعایی دارم و نه دوایی فقط کرامتی است که از اجداد ما رسیده است، هر سمی که از زنبور یا عقرب یا مار باشد آگر آب دهان یا انگشت به آن بگذاریم خوب می شود.این است که جد ما در شام موقعی که قبر شریف حضرت رقیه سلام الله علیها را تعمیر می کردند جد من بدن مطهره ی این مخدره را سه روز روی دست گرفت تا قبر شریف را تعمیر کردندو از آنجا این اثر در خود و اولادش نسل بعد از نسل مانده است.(17) 

لحظه ی وداع :
 

به اسناد قدیمی تر برگشته در کتاب جواهر الایقان و سرمایه ی ایمان ترجمه ی اسرار الشهادات نوشته ی فاضل محقّق و عالم مدقّن حاوی شریعت نبوی و هادی در معرفت حسین علیه السلام عالم ربانی آخوند ملا آقا دربندی شیروانی اعلی الله مقام الشریف متوفای سال 1285 ه.ق می رسیم که در هنگام وداع با اهل حرم نام این فرزند امام حسین علیه السلام یعنی حضرت رقیه سلام الله علیها را از زبان این امام همام نقل کرده است بدین گونه که می فرماید:
چون آن امام مظلوم علیه السلام نظر به ابدان مطهره و اجساد طیبه ی عترت هاشمیه و جوانان بنی عبدالمطلب8کرد و همچنین به ابدان شریفه ی اصحاب نظر انداخت و آن ابدان را پاره پاره دید آه سردی کشید و به سوی حرم رسول الله صلی الله علیه و آله آمد و فرمود یا زینب سلام الله علیها یا امّ کلثوم سلام الله علیها و یا فاطمه سلام الله علیها و یا رقیه سلام الله علیها و یا سکینه سلام الله علیها عَلَیکُنَّ مِنّی السَّلام؛و سکینه سلام الله علیها فریاد کشید و عرض کرد ای پدر جان تسلیم به کشته شدن و تن به مرگ داده ای فرمود:چطورتن به مرگ ندهد کسیکه یار و یاورش همه کشته می شوند و دیگر یاور و معین نداشته باشد.(18) 

سنگ نوشته :
 

عبد الوهاب بن احمد شافعی مصری معروف به شعرانی متوفا ی 973 ه.ق در کتاب المنن باب دهم نقل می کند:نزدیک مسجد جامع دمشق بقعه و مرقدی وجود دارد که به مرقد حضرت رقیه سلام الله علیها دختر امام حسین علیه السلام معروف است. بر روی سنگ واقع در درگاه این مرقد این چنین نوشته است:هذَا البَیتُ بُقعَه شُرِّفَت بِالِ النَّبِی صلی الله علیه و آله و بِنتُ الحُسَینِ الشَّهید علیه السلام رُقَیَّه سلام الله علیها.این خانه مکانی است که به ورودآل پیامبر علیهم السلام و دختر امام حسین علیه السلام حضرت رقیه سلام الله علیها شرافت یافته است.(19)

کتمان شهادت :
 

نکته ی قابل توجه آن است که مدارک تاریخی پیش از سنه ی 973ه. ق هم به وجود این علیا مخدره اشاره کرده اند. 
مورخ خبیر و ناقد بصیر عماد الدین حسن بن علی بن محمد طبری;معاصر خواجه نصیر الدین طوسی;در کتاب پر ارج کامل بهایی نقل می کند که:زنان خاندان نبوت علیهم السلام در حال اسیری حال مردانی را که در کربلا شهید شده بودند بر پسران و دختران ایشان پوشیده می داشتند و هر کودکی را وعده می دادند پدر تو فلان سفر رفته است باز می آید تا ایشان را به خانه ی یزید(لعنه الله علیه)آوردند.دخترکی بود چهار ساله شبی از خواب بیدار شد و گفت پدر من حسین علیه السلام کجاست؟این ساعت او را در خواب دیدم،سخت پریشان بود،زنان و کودکان جمله به گریه افتادند و فغان از ایشان برخاست.یزید(لعنه الله علیه)خفته بود از خواب بیدار شد و از ماجرا سؤال کرد خبر بردند که ماجرا چنین است.آن لعین گفت بروند سر پدر را بیاورند و در کنار او نهند،پس آن سر مقدس را بیاوردند و در کنار آن دختر چهار ساله نهادند.پرسید این چیست؟گفت سر پدر توست آن دختر بترسید و فریاد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم کرد.*�ه حقیقتا سوخته و سوزانده است و در این مصیبت نامه از حضرت رقیه سلام الله علیها هم نام برده است.علامه سیّد محسن امین;(23)و به تبع وی شهید سیّد جواد شبر;(24)از خطبای فاضل لبنان به این مطلب اشاره کرده و تنها بیت نخست قصیده را ذکر کرده اند امّا شیخ فخر الدین طُرَیحی; فقیه،رجالی،ادیب و لغت شناس برجسته ی شیعه و صاحب مجمع البحرین درکتاب المنتخب که سوگنامه ای منثور و منظوم در رثای شهدای آل الله بویژه سالار شهیدان است کل قصیده را
آورده است که در بیت ما قبل آخر آن شاعر صریحاً به هویت خود اشاره دارد؛آنجا که خطاب به سادات عصر خود می گوید : 
و عبیدکم سیف فتی ابن عمیره 
عبد لعبد عبیدحیدر قنبر
نکته ی قابل توجه در ربط با بحث ما،ابیات زیر از قصیده ی سیف می باشد که در آن دو بار از حضرت رقیه سلام الله علیها یاد کرده است:
و سکینه عنها السکینه فارقت 
لما ابتدیت بفرقه و تغیّر
بیت 73 : و رقیه سلام الله علیها رق الحسود لضعفها 
وغدا لیعذرها الذی لم یعذر
بیت 74: ولام کلثوم سلام الله علیها یجد جدیدها 
لثم عقیب دموعها لم یکرر
لم أسنها و سکینه سلام الله علیها و رقیّه سلام الله علیها 
یبکنیه تبحسر و تزفرّ (25)

و در آخر :
 

سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی در کتاب خود به نام ینابیع الموّده در جلد دوم بابی دارد در شهادت حضرت امام حسین علیه السلام در این باب از مقتل ابی مخنف مطالبی را در مورد امام حسین علیه السلام آورده است در صفحه ی416جلد دوم چاپ هفتم سال 1317 ه.ش از انتشارات الشریف الرخی قم چنین می گوید:و من کلام له عند وداعه مع اهله:اللهم انک شاهد علی هولاء القوم الملاعین انهم عمدوا ان لا یبقون من B�ن علیه السلام به کربلا رسیدند پس از توقف مشغول به تعمیر شمشیر خود شدند و در آن هنگام به خواندن اشعار معروف خود به این مضمون پرداختند.وَ جَلَسَ الحُسَینُ یَصلَح سَیفَه وَیَقُول: 
یا دَهرُ اُفٍّ لَکَ مِن خَلیلٍ 
کَم لَکَ بالاِشراقِ والاَصیل ... 
«ای روزگار نفرین برتو باد که نسبت به دوستانت بی وفا بودی و هر صبح و شام نابودشان کردی»
پس از این حضرت زینب سلام الله علیها که اشعار را شنیدند فرمودند:برادر جان این سخن کسی است که یقین دارد او را می کشند؟! امام (ع) فرمودند:آری همین طور است خواهرم.این موقع بود که خواهر ایشان زینب سلام الله علیها و امّ کلثوم سلام الله علیها شروع به گریه کردند.آنگاه حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام آنها را آرام فرموده گفتند:ثُمَّ قال:یا اُختاه یا امَّ کُلثُوم سلام الله علیها و اَنتِ یا زَینَب سلام الله علیها و اَنتِ یا رُقیه سلام الله علیها و اَنتِ یا فاطمه سلام الله علیها و اَنتِ یا رُباب سلام الله علیها اُنظُرنَ اِذا أنَا قُتِلتُ فَلا تشقُقنَ عَلیَّ جَیباً.فرمودند:خواهرم ام کلثوم سلام الله علیها و ای زینب سلام الله علیها و ای فاطمه سلام الله علیها و ای رقیه سلام الله علیها و ای رباب سلام الله علیها مبادا که پس از کشته شدن من گریبان پاره کنید.(22)

قدیمی ترین سند :
 

همراه مقداری تحقیق و تفحص به یکی از قدیمی ترین مأخذ هایی می رسیم که نام این بی بی دو عالم را در کتب تاریخی و اسناد برای ما نمایان می کند و آن قصیده ی سوزناک سیف بن عَمیره;صحابی بزرگ امام صادق علیه السلام است که یکی از راویان برجسته و مشهور شیعه به حساب می آید. او را رجال شناسان بزرگی همچون شیخ طوسی;،نجاشی;، علامه حلّی;،ابن داوود;و علامه مجلسی;به درستی و وثاقت در کلام تأیید و تمجید کرده اند.او یکی از راویان زیارت معروف عاشورا است که قرائت آن در طول سال از سنن رایج شیعه به حساب می آید.آری سیف بن عمیره;در رثای سالار شهیدان علیه السلام چکامه ی بلند و پر سوزی دارد که شامل 106 بیت است و با مطلع: 
جلّ المصائب بمن اصبنا فاعذری 
یا هذه وعن الملامه فاقصری
آغاز می شود که حقیقتا سوخته و سوزانده است و در این مصیبت نامه از حضرت رقیه سلام الله علیها هم نام برده است.علامه سیّد محسن امین;(23)و به تبع وی شهید سیّد جواد شبر;(24)از خطبای فاضل لبنان به این مطلب اشاره کرده و تنها بیت نخست قصیده را ذکر کرده اند امّا شیخ فخر الدین طُرَیحی; فقیه،رجالی،ادیب و لغت شناس برجسته ی شیعه و صاحب مجمع البحرین درکتاب المنتخب که سوگنامه ای منثور و منظوم در رثای شهدای آل الله بویژه سالار شهیدان است کل قصیده را
آورده است که در بیت ما قبل آخر آن شاعر صریحاً به هویت خود اشاره دارد؛آنجا که خطاب به سادات عصر خود می گوید : 
و عبیدکم سیف فتی ابن عمیره 
عبد لعبد عبیدحیدر قنبر
نکته ی قابل توجه در ربط با بحث ما،ابیات زیر از قصیده ی سیف می باشد که در آن دو بار از حضرت رقیه سلام الله علیها یاد کرده است:
و سکینه عنها السکینه فارقت 
لما ابتدیت بفرقه و تغیّر
بیت 73 : و رقیه سلام الله علیها رق الحسود لضعفها 
وغدا لیعذرها الذی لم یعذر
بیت 74: ولام کلثوم سلام الله علیها یجد جدیدها 
لثم عقیب دموعها لم یکرر
لم أسنها و سکینه سلام الله علیها و رقیّه سلام الله علیها 
یبکنیه تبحسر و تزفرّ (25)

و در آخر :
 

سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی در کتاب خود به نام ینابیع الموّده در جلد دوم بابی دارد در شهادت حضرت امام حسین علیه السلام در این باب از مقتل ابی مخنف مطالبی را در مورد امام حسین علیه السلام آورده است در صفحه ی416جلد دوم چاپ هفتم سال 1317 ه.ش از انتشارات الشریف الرخی قم چنین می گوید:و من کلام له عند وداعه مع اهله:اللهم انک شاهد علی هولاء القوم الملاعین انهم عمدوا ان لا یبقون من ذریه رسولک ثم نادی: یا ام کلثوم سلام الله علیها !ویا سکینه سلام الله علیها! ویارقیه سلام الله علیها! ویا زینب سلام الله علیها!یا اهل بیتی علیکن منی السلام...(26).
و حال پس از ذکر مواردی از کتب تاریخی و اسناد به جهت محدودیت در صفحات این نوشتار به پاره ای از مطالب از جمله داستانهایی که درکتب از ایشان نقل شده،کرامات این علیا مخدره،اشعاری که در این زمینه موجود است و معجزاتی که از ناحیه ی ایشان انجام گرفته و مطالبی هم در مورد مکان دفن بدن مطهره ی ایشان می پردازیم تا اطمینان قلبی بیشتری در این زمینه حاصل گردد.
ادامه دارد ... 



ارسال توسط محمد بختیاری
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه ششم آبان 1393
ارسال توسط محمد بختیاری
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393

 

پیرهن را یادگار مادرش را پس بده

بی حیا انگشت و آن انگشترش را پس بده

این عروسک مال تو این تکه نان را هم ببر

هر چه می خواهی بزن اما سرش را پس بده

چشم و نامحرم زیاد است بر سر بازار شام

عمه ام طاقت ندارد معجرش را پس بده

آیه آیه شد علی اکبر ، و بابایم خمید

جان زهرا آیه های کوثرش را پس بده

کل امید دل بابا علی اکبر است

مصطفی و مادر و آن حیدرش را پس بده

اصغرم را من خودم دیدم که گرگی میدرید

راس او را که ربودی پیکرش را پس بده

بی قرار اصغر است و چشم او گریان رباب

پس بیا و مرحم چشم ترش را پس بده

آب ها مال شما و مشک ساقی مال تو

لا اقل دست امیر لشکرش را پس بده

هر دو چشمان عمویم مثل گوهر بوده اند

دست او را که ندادی گوهرش را پس بده

این عروسک مال تو این تکه نان را هم ببر

هر چه می خواهی بزن اما سرش را پس بده

 



ارسال توسط محمد بختیاری
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393

با احتیاط لاله ی ما را پیاده کن

عباس جان سه ساله ی ما را پیاده کن

با احتیاط بار حرم را زمین گذار

زانو بزن وقار حرم را زمین گذار

با احتیاط تا که نیفتد ستاره ای

می ترسم آن که گیر کند گوشواره ای

چشم مخدرات به سمت نگاه تو

دوشیزگان محترمه در پناه تو

با حوریان رفته به زیر نقاب ها

یک لحظه رو به رو نشدند آفتاب ها

این حوریان عزیز خدایند و بس، همین

این دختران کنیز خدایند و بس، همین

این دختر علی ست که بارش شکستنی ست

ناموس اعظم است، وقارش شکستنی ست

از این به بعد ماه حرم آفتاب باش

عباس جان مراقب این با حجاب باش

این دختران من که بیابان ندیده اند

در عمر خویش خار مغیلان ندیده اند

یک لحظه هم ز خیمه طفلان جدا نشو

جان رباب از دم گهواره پا نشو

 

تو هستی و اهالی این خیمه راحتند

 

در زیر سایه ات همه در استراحتند

 

تو هستی و به روز حرم شب نمی رسد

 

چشم کسی به قامت زینب نمی رسد

 

یک عده یوسف اند و یک عده مریم اند

 

احساس می کنم همه دلواپس هم اند

 

احساس می کنم که جوابم نمی دهند

 

با آب آب گفتنم آبم نمی دهند

 

اول مرا به نیزه ای از حال می برند

 

بعداً کشان کشان ته گودال می برند

 

این جا مکان تیر ز پهلو کشیدن است

 

از خیمه ها دویدن و گیسو کشیدن است

 

راضی ام و رضایت یزدانم آرزوست

 

از سنگ ها شکستن دندانم آرزوست

 

من راضی ام به پای خدا دست و پا زنم

 

با صورتم به خاک بیفتم صدا زنم

 

باید به روی نی سر من نیز رو شود

 

تا که مقام خواهر من نیز رو شود

 

جام بلاست به دست گرفتیم ما دو تا

 

این جام را الست گرفتیم ما دو تا

 

می خواستیم عبد شدن را نشان دهیم

 

پیغمبر و علی و حسن را نشان دهیم

 

از آن همه رسید پسر دادنش به من

 

تشنه کنار علقمه سر دادنش به من

 

از آن همه به خواهر من ماتمش رسید

 

وارد شدن به مجلس نامحرمش رسید

 



ارسال توسط محمد بختیاری